برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﻲ ﺑﺎﺷﻲ
![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
اولـیـن بـاری کـه دیـدمـت تـرسـیـدم بـاهـات حـرف بزنـم اولـیـن بـاری کـه بـاهـات حـرف زدم تـرسـیدم بـهت ابراز علاقه کنم اولـیـن بـاری کـه بهت ابراز علاقه کردم ترسیدم بهت وابـسته بشم اولـیـن بـاری کـه بهت وابسته شدم ترسیبدم عاشـــقت بشم اولـیـن بـاری کـه عاشقت شدم ترسیدم دیونه ت بشم حـالا که دیونه ت شدم میترسم از دستـت بدم. ![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ . . . ﯾﻪ ﺷﺒﺎﯾﯽ ![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
بــا یــه پسره آشنا شــده بودم پرسیــد:راستـی متولـد چه ماهـی هستـی؟؟ من:شهریـور گذاشت رفت گفتم:کجـا میـری؟؟ گفت: من لیـاقتتـو نـدارم بعلــه یه همچین آدمـایی هستیم ما شهریـوریـا!!
![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
یه عکس توپ واسطون گذاشتم که اصلا چاپ نشده به نظرم اصلا از دستش ندیدن
فقط برین ادامه مطلب نظر فراموش نشهPLZ
ادامه مطلب ... ![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
اول دبستان : تو دیگه اومدی مدرسه نمیتونی هر غلطی میخوای بکنی!
![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
عاقا من امروز زنگ زدم به گوشی بابام، خاموش بود، زنگیدم به مغازه، شاگرد بابام جواب داد،(یه پسر جوونه که انصافا خیلی نایسه من:سلام،میشه گوشیو بدید به بابام؟! اون: نه عزیزم! نمیشه!!! وقتی بهش گفتم با اردنگی پرتت کرد بیرون میفهمی بی لیاقت!!! بعدم قطع کردم! چند مین بعد بابام اس داد: من داشتم سر به سرت میزاشتم! خودم بودم باهات حرف میزدم!!! یه اعترافنامه مینویسی که از کی، کجا و چجوری باهاش دوس شدی تا بیام خونه! فهمیدی؟ و اینگونه بود که من الآن دارم میرم خودمو از رو پل پرت کنم پایین!! ![]()
برچسب:, :: :: نويسنده : AMY
ﻣـــﻦ ﺭﻭﻏـــﻨـﻢ ﺷــﻤﺎ آﺏ...ﺧــﻮﺩﺗــﻢ ﺑــُـﮑﺸــﯽ ﺑـﺎﻫــﺎﺕ ﻗــﺎﻃـﯽ ﻧــﻤﯿﺸـــﻢ.... ![]() ![]() |